X
تبلیغات
قدرت ذهن

قدرت ذهن

به گونه ای بهتر هم میتوان زیست...

کد مشاهده مطالب 780536

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 18:11  توسط محمدامین  | 

برای هر هدفی سه مرحله اتفاق می افتد:
1. اندیشه «طلب»
2. پاسخ کائنات
3. پروسه جذب و خلق هدف

سؤالی که درباره این فیلم مطرح است، این است که مگر می شود مثلا به یک دوچرخه فکر کرد تصویر آن را نقاشی کرد و بعد آن دوچرخه را در درب خانه به شما تحویل می دهند، نه این گونه نیست!
در فیلم راز یک حلقه مفقوده وجود دارد، که آن را بیان می کنم.
زمانی که شما اندیشه ای می کنید و به طور مثال می گویید، اتومبیلی می خواهم، در همین حال آن اتومبیل در کائنات خدا برای شما مارک (علامت) زده می شود و پاسخ کائنات به شما این است که "فرمانبردارم سرورم".
حال مسئله ای که باقی می ماند این است که انسان بتواند با استفاده از قانونمندی های جهان هستی، پروسه جذب و خلق هدف را اجرا کند.
برای این کار شما باید معادله زیر را حل کنید:

باید پارامتر هایی به این معادله بدهید، باید به A و B و C و ... عدد بدهیم. تا مجموع طرف چپ معادله به طور مثال به 100 برسد تا x بدست آید.
به عبارت دیگر اگر x را به عنوان خلق هر پدیده ای در دنیا قشنگ تو بدانیم، باید این طرف معادله اسباب و وسایل آماده شود تا پدیده مورد نظر شما خلق شود.
اینک به معادله هستی توجه کنید:

حال سخن اینست که این معادله را چگونه حل کنیم.

وقتی شما اندیشه ای «طلب» می کنید، مطمئن باشید که آن طلب شما در کائنات وجود دارد و مال شماست پس با باوری قوی به سمت آن حر کت کنید.
امام صادق (ع) می فرماید: وقتی چیزی را از خدا در خواست کردی، حاجت تو پشت در است.
روند پروسه جذب و خلق هدف:
1) سفارش به کائنات («اندیشه» یا «طلب»)
2) تعامل با کائنات «فکر، احساس، روحیه، باور، انگیزه، تلاش و ...»

«کائنات خود راه را نشان می دهد و اسباب و وسایل را فراهم می کند»
3) مرحله دریافت
حالا دیگر به آن بستگی دارد که چقدر آن را باور داری، چه روحیه ای داری، امیدواری یا نا امیدی، چه انگیزه ای داری و چقدر برای رسیدن به هدف تلاش می کنی، حال دوباره به معادله هستی نگاهی می اندازیم.

حال شما با این کارهایی که گفته شده باید عدد را به 100 برسانید.
(نکته جالب آن است که بعضی اوقات اندیشه آنقدر قوی است که به تنهایی عددی بالاتر از 100 می آورد، و باعث خلق هدف می شود)
روحیه از اهمیت زیادی برخوردار است، روحیه طیف وسیعی را شامل می شود که بالاترین سطح آن امید و پایین ترین سطح آن یأس می باشد.
لذا آنچه را که دانشمندان کشف کردند، از میان این پارامتر ها، پارامتر روحیه و احساس از اهمیت بالایی برخوردار است.
یک نکته بسیار زیبا اینجا وجود دارد، شما می خواهید کاری را شروع کنید ولی نمی دانید چگونه، از کجا شروع کنید، منابع و سرمایه اش را ندارید. تکنولوژی و طرح اولیه آن را ندارید و ...
اینجا قانون خداوند می گوید، اگر تو رسیدن به هدفت را باور کنی و با روحیه و احساسی عالی به آن بیندیشی؛ کائنات منابع و ... را به سمت تو می فرستد.
از لحظه طلب تا لحظه دریافت، پدیده ای است به نام تعامل با کائنات خدا پس یک احساس عالی، یک راه حل، یک باور عالی، یک مسیر جدید و ... به همین گونه راه را به شما نشان می دهد.
برای سرعت بخشیدن به فرآیند جذب، استفاده از قدرت احساسی انسان می باشد.
هر چیزی را که دوست داشته باشی و با احساس به آن عشق بورزی، به زندگیت جذب خواهی کرد و در واقع احساس پشت اندیشه خیلی مهمتر از اندیشه است، چون بدون احساس، اندیشه قدرت کمی دارد.
سیستم هدایت احساس:
باید همواره در پروسه جذب خوشحال باشیم، عاشق باشیم و احساس خوبی داشته باشیم، اجازه نداریم مأیوس شویم، ناراحت شویم و ...

خواست خدا:

پارامتری که در فیلم راز به آن اشاره نشده بود و برای ما خیلی مهم است، پارامتر خواست خدا می باشد. دوباره به معادله ی هستی نگاهی می اندازیم.

در این معادله پارامتر I را درخواست و عنایت خداوند می باشد. خداوند قانون را خلق کرده است، به طور مثال اگر اسید و باز را با هم ترکیب کنیم، حتماً آب و نمک می دهد، نمی توانیم بگوییم اگر خدا بخواهد می شود، اگر خدا نخواهد نمی شود چون خداوند قانونمندی ها را وضع کرده است و همان گونه عمل خواهد شد. پس تا زمانی که از خداوند نخواهید، خداوند نیز وارد دایره زندگیتان نمی شود به شما پیشنهاد می کنیم، پس از انتخاب هدفتان در پایان از خدا بخواهید اگر به صلاح من است، آن هدف را به مرحله ظهور برسان.
پس از آن اگر در خلق هدف، آن هدف به صلاح شما باشد، خداوند (I) عددی مثبت را به معادله می افزاید تا به شما کمک کند تا به آن سریعتر برسید. ولی اگر هدف به ضرر شما باشد عددی منفی و بزرگ را قرار می دهد که هرچه تلاش هم کنید (و هرچه باقی کمیت ها بزرگ باشد) اثر نمی کند و شما به آن هدف نخواهید رسید، چون از خداوند کمک خواسته اید. و او نمی گذارد شما هیچ گاه ضرر و زیانی ببینید.
به طور کلی این کار همان توکل به خداوند است.
حال سؤال این است که از کجا متوجه شویم هدف به صلاح ما هست یا نه، ما می گوییم، شما برای رسیدن به هدف تلاش کنید و اگر خداوند آن هدف را از شما دور کند به خاطر تلاشی که کرده اید، هدفی عالی تر را جایگزین می کند.

خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در بهتری

پس بدان یا به هدف خودت می رسی و یا به هدفی بهتر، پس هیچ گاه مأیوس نشو، و برای رسیدن به هدفت تلاش کن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 12:15  توسط محمدامین  | 

جلسه44(چگونه قانون جذب را در زندگی خودمان عملیاتی و اجرایی کنیم؟)

برای اینکه قانون جذب را با تمام پوست و گوشت و استخوانمان بفهمیم باید به سراغ سنجش گر و حسگر قانون جذب در وجود انسان یعنی دل یا همان حس ششم احساسی برویم. هر چه دل ناخوش تر باشد این نشان دهنده وجود اختلاف و تفاوت بین ارتعاش خیر کیهانی و کاینات با ارتعاش فعال در وجود ماست. هر چه دل شاد تر و خوش تر و با نشاط تر باشد این نشانگر همنوایی و هم سازی و هم آهنگی ارتعاش دل ما با ارتعاش کاینات است. ما وقتی بتوانیم به دلی آرام و مطمئن دست یابیم آنگاه همه مقدمات و لوازم مورد نیاز برای اجرای صحیح قانون جذب در وجودمان مهیا شده است. یعنی فقط وقتی دریای دل آرام است می تواند انعکاس عکس زیبا و جذاب ملکوت آسمان ها و کاینات را در خود منعکس سازد.

تمام روش هایی که در این جا گفته می شود مجموعه کارهایی است که ما باید انجام دهیم تا اولا موانع موجود در فکر و ذهن و اعماق باورهای خود را از سرراه اجرای صحیح قانون جذب برداریم و ثانیا بتوانیم به دلی دائما آرام و با ثبات دست یابیم که بتوانیم ارتعاشی مستمر و دائمی را هم نوسان و هم آوا با آهنگ جمعی کاینات در وجود خودمان تجربه کنیم. بیائید با هم روش های عملیاتی کردن قانون جذب در وجودمان را مرور کنیم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 12:13  توسط محمدامین  | 

جلسه43(قدرت احساسات)

قدرت احساسات:

نوبل گداردخالق تفكر نوين مي‌گويد:احساسات يعني راز.

 

مي دونين اين جمله يعني چي؟

يعني راز اينكه تو در زندگيت چه چيزهايي رو دريافت مي كني به احساسات تو مربوطه.

 

در اينجا دو تا نكته هست كه بايد بدونيم.

اولين نكته :  *تو موجودي احساسي هستي (يعني همه آدمها از لحظه تولد هميشه دچار نوعي احساس هستند. نمي‌تواني هرگز بدون احساست زندگي كني چون زنده بودن يعني احساس كردن زندگي. به‌همين دليل هر قسمت از بدن انسان طوري خلق شده كه بتونه حيات رو احساس كنه.)

 

دومين نكته :* احساسات تو محرك هستند. (يعني افكار و كلام تو، بدون احساساتت به‌هيچ‌وجه در زندگي‌ات قدرتي ندارند. تو در طول روز درباره خيلي چيزها فكر مي‌كني اما به جايي نمي‌رسي .چرا؟ چون خيلي از افكار تو باعث ايجاد احساسي قوي در تو نمي‌شود.

از طرفي خيلي آدمها كه اصول توانگري رو بلد نيستند به خاطر احساسات درستشون توانگرانه چيزهاي خوبي رو دريافت مي كنند و اين شما رو به تعجب وامي داره! در حالي كه اين يك واقعيته! اگه اصول رو بدوني اما احساساتت رو نتوني درست كني بدترينها رو جذب مي كني! و اگه اصول رو ندوني اما احساساتت درست باشند توانگرانه بهترينها رو جذب مي كني!)

 

 

تصور كن افكار و كلام تو حكم فضاپيما را دارند و احساساتت حكم سوخت را دارد. فضا پيما وسيله‌اي غير متحركه كه بدون سوخت نمي‌تونه كار كنه.بنابراين تجسم خلاقت ، عبارت تاكيديت، نامه دادن به فرشته ات و .....اگر احساس درست پشتش نباشه نمي تونه موجب بروز چيزهاي خوب در زندگيت بشه.مثل اين مي مونه كه تو هي هواپيما بخري بندازي يك گوشه! تا سوخت نباشه با وجود داشتن هزار تا هواپيما تو هيچ جا نمي توني بري! سوخت هواپيماي آرزوهاي تو احساسات توئه!

 

مثال : وقتي مي‌گي: نمي‌تونم رييسم رو تحمل كنم، اين فكر احساس منفي تو رو درباره رييست ابراز مي كنه و تو احساسي منفي از خودت ساطع مي‌كني. در نتيجه ارتباط تو با رييست رو به وخامت مي‌گذاره.چون هر رويدادي وقتي احساس پشتش باشه مثل يك هواپيما پرت ميشه به آينده .يعني دوباره مثل يك درس تكراري تكرار ميشه!(براي همينه كه يكي از راههاي نجات از درسهاي تكراري زندگي اينه كه بريم نيمه ي تاريك كار بكنيم تا احساساتمون درباره ي رويدادهاي گذشته ي زندگيمون درست بشه و بتونيم در زندگيمون تغيير ايجاد بكنيم!)

 

مثال : اگر فكر كني: سركارم با افرادي معركه كار مي‌كنم و اين كلام احساس مثبت تو رو درمورد افرادي كه با اونها كار مي‌كني، ابراز ‌كنه و تو احساسي مثبت از خودت ساطع ‌كني، ارتباطت با همكارهات بهتر مي‌شه.

چارلز هانل مي‌گويد: احساسات را بايد فراخواند تا به افكار حس بدهند و به اين ترتيب شكل بگيرند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 12:2  توسط محمدامین  | 

جلسه42(تمرینات تمرکز)

مهم ترین چیزی که می خوام یادتون نره اینه که هدف این وبلاگ آموزش تله پاتی نیست بلکه من فقط در حدی که مورد نیاز شماست برای خودشناسی به این مبحث می پردازم. جستجوی بیشتر به عهده ی خود شماست و جوینده یابنده است!

 دوم اینکه اهمیت انجام دادن تمرینات مربوط به تله پاتی که به شما می دم، از نظر من مهم تر از خود تله پاتیه! چون این تمرینات گاست شما رو بالا می بره و شما رو قوی تر می کنه.

 سوم اینکه اگه هدف شما رسیدن به خود تله پاتیه باید تلاش زیادی بکنید. بدون انجام تمرینات و تکنیکهای مربوطه نمی تونین به اون برسید. یکی دو بار تمرین شما رو به تله پاتی نمی رسونه و باید بارها و بارها تمرین کنید و در این باره مطالعه کنید و خودتون جلو برید. من فقط سر نخ رو به شما نشون می دهم و دنبال کلاف رفتن به عهده ی خودتونه.چون همون طور که قبلا" هم گفته ام استاد قرار نیست شاگرد رو کول کنه و به مقصد برسونه و هیچ استادی به اندازه ی استاد درون خودتون نمی تونه کمکتون کنه. بنابراین تمرین کنید سوالاتتون رو از استاد درونتون بپرسید چون بعضی جوابها برای افراد متفاوته و فقط استاد درون شما درست ترین جواب رو به شما خواهد داد.

نکته ی چهارم اینه که حتی کسانی که در پی تقویت تله پاتی نیستند باز هم بایدتمرینات رو انجام بدن چون این تمرینات ادامه ی همون تمریناتیست که به شناخت شما از خودتون و نیروهاتون کمک می کنه. حتی اگه تمرینات به نظرتون بی ارتباط با اونچه دنبالش هستید اومد باز انجامش بدید چون هر تمرین باعث تقویت قوت مراکزی در مغز یا روح و روان شما میشه که وبلاگ من فرصت توضیح اونها رو نداره.

نکته ی پنجم و مهم ترین نکته اینه که هرگز فراموش نکنید کارمای اونچه درباره ی دیگران انجام می دیم قطعا" اول از همه دامنگیر خود ما میشه. پس با بالاتر رفتن قدرتهای درونیتون در تقویت ایمانتون هم تلاش کنید . سعی کنید از قدرتهای درونیتون برای منافعی که فقط متعلق به شماست استفاده نکنید بلکه اول در نظر بگیرید که باعث از بین رفتن حقوق کسی نمی شید .

خوب! حالا در این جلسه به اختصار درباره ی اون اصولی از تله پاتی که دانستنش برای شما  به عنوان یک راهروی راه حقیقت لازمه صحبت می کنیم.

در تمریناتی که به نحوی با تله پاتی مربوطند ، مطالب زیر آموخته می شوند:

1 _ انتقال احساسات.

2_ انتقال پیامها و دریافت پیامهاو بعد از اون فکر خوانی بدون در نظر داشتن مسافت ، زمان و مکان!

3 _ تکنیکهای پرسش و پاسخ ، تمرکز حواس، مدیتیشن، بسته بندی افکار یا باکس، تکنیک گردش و تولید اعداد هندسی .

4 _ تکنیک سکوت، ارتباط با ضمیر( سایکومتری) استاد درون.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 12:0  توسط محمدامین  | 

جلسه41(شانس!!)

شش قاعده در  آگاهی برتر :

 

1 _ خود را شناختن و در عمق اعتقاد رفتن.

 

یعنی چی؟ یعنی بدون شناخت خودمون و اعتقاداتمون نمی تونیم به آگاهی واقعی برسیم.یعنی بیشتر ما در مورد اعتقاداتمون خصوصا" اعتقادات دینیمون عالم بی عملیم! چه جوری؟ این جوری که مسلمونیم اما مثلا" اسلام رو قبول داریم بدون نماز خوندن! مسیحی هستیم اما یک بار انجیل رو نخوندیم چه برسه به عمل کردن! یهودی هستیم اما اصلا" نمی دونیم تورات چیه! من اینجا نمی خوام وارد این بحث بشم که کدوم دین خوبه کدوم بده بلکه می خوام به این اصل مهم اشاره کنم که هر چی هستیم، واقعا" همون باشیم! اگر می خواهیم به آگاهی برتری نسبت به دیگران دست پیدا کنیم لازمه که اگر مسلمونیم واقعا" مسلمون باشیم! اگر مسیحی هستیم، واقعا" مسیحی باشیم! هر دینی که داریم واقعا" به اون پایبند باشیم! می دونید اگر این اصل در دنیا رعایت می شد و تابعین ادیان مختلف هر کدوم به دین خودشون پایبند بودند چه آرامشی در دنیا حکمفرما می شد؟!

 

خوب ! این پایبندی به اعتقادات فقط راجع به دین نیست بلکه درباره ی هر اصولیست که توی زندگی قبولش داریم.یا چیزی رو قبول نکنیم یا اگه ادعا  داریم قبولش کردیم پاش واستیم! این خصوصیت یک راهروی راه حقیقته!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 11:58  توسط محمدامین  | 

جلسه40(چند تکنیک ذهنی)

در ابتدا چند تا تکنیک برای رفع عصبانیت بهتون می دم خصوصا" برای کسانی که برای من نوشته بودند که زیاد عصبانی می شن و کنترل کردن خودشون در زمان عصبانیت براشون خیلی سخته.

 

_ تکنیک 1 برای مواجه شدن با اضطراب، استرس و عصبانیت :

 

به محض اینکه در چنین شرایطی قرار گرفتید، در ذهنتون خودتون رو از این ماجرا کنار بکشید و از خودتون سوال کنید که : اگر من تماشاگر این ماجرا باشم چه کار می کنم و چه حسی دارم؟

مثلا" اگه یکی از اعضای خانواده شما خیلی پرخاش گره و مدام باعث عصبانیت شما میشه یا براتون ماند تولید می کنه شما سریعا" به جای دیگه ای در خونه برید و خودتون رو مجسم کنید که دارید با او دعوا می کنید! با جزئیات برای خودتون مجسم کنید که شما در دعوا چگونه رفتار می کنید. حرکات عصبی و خشنتون رو مرور کنید.معمولا" با تجسم خودمون در این وضعیت دچار این فکر می شیم که آیا واقعا" این آدم عصبی من هستم که داره این کارها رو می کنه و این حرفها رو می زنه؟ و این آروم ترمون می کنه. بعضی ها می پرسن " آخه وسط دعوا من کجای خونه برم؟ "

ساده ترین جواب براش اینه : " دستشویی! " اونجا قیافه ی عصبانی خودتون و طرف مقابل رو مجسم کنید  حتی فکر کنید اگه این دعوای دو نفر دیگه بود نه شما  ، برای آروم کردن اون آدمها چه دلایلی می آوردید و چی بهشون می گفتید؟

 

 

نکته : استاد من همیشه مثال جالب و قابل فکری می زد ! اون می گفت وقتی کسی به تو می گه مثلا" " احمق! " چرا ناراحت می شید؟

دو حالت داره و شما باید در اون لحظه به اون دو تا حالت فکر کنید! سوال از خودتون: آیا واقعا" احمق هستید؟!



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 11:56  توسط محمدامین  | 

جلسه39(اداب زندگی)

آداب و اصول بالا بردن اعتماد به نفس:

1 _ روش ركورد گذاري و سيستماتيك بالا بردن اعتماد به نفس :به دنبال چند تا شكست پي در پي اعتماد به نفس ما پائين مي آدو به دنبال چند موفقيت اعتماد به نفس بالا مي ره. براي اينكه اعتماد به نفستون بالا بره در مشارطه كردن براي انجام كارها يا حتي تمرينات يك دفعه سنگ بزرگ رو براي پرتاپ انتخاب نكنيد كه موفق نشيد و توي ذوقتون بخوره. از مشارطه هاي كوچك و انجام كارهاي كوچك شروع كنيد كه مي تونيد راحت تر انجامش بديد و بعدش هم حتما" از خودتون قدرداني كنين.به اين مي گن روش ركورد گذاري براي خود. مثلا" يكدفعه نگين ديگه تا آخر عمر به فلان موضوع فكر نمي كنم چون وقتي موفق نشين  ترس از شكست پيدا مي كنيد و اين خودش باعث شكستهاي بعدي ميشه. همون طور كه گفتم از مشارطه هاي كوتاه مدت شروع كنيد مثلا" از يك ساعت. بعد ركورد زمانيتون رو بكنين يك ساعت و ربع و بعد ...همين جور بيشتر. اين يعني موفقيت در هر ركورد خودش ايجاد اعتماد به نفس بيشتر مي كنه.

2 _ هيچ گاه تصميمي نگيريد مگر اينكه مطمئن به انجامش باشيد: مثلا" وقتي به كسي قول مي دين كه سر ساعت هشت پيش اون برين اما چند بار پياپي بدقولي مي كنين و نمي رين در واقع ضمير ناخود آگاه شما اين پيام رو دريافت مي كنه كه " من آدم قابل اعتمادي نيستم! " عدم اعتماد به نفس باعث عدم عزت نفس ميشه.

ياد بگيريد بگيد " نه " اما " آره " ي الكي و نابجابه كسي نگيد! ( قوانين حرمت به خويشتن يادتونه؟)

مثلا" غذاتون روي گازه و صد تا كار مهم داريد بعد دوستتون تلفن مي كنه و مي خواد از در و ديوار براتون حرفهاي غير ضروري بزنه.اگه نتونين بهش بگين نه و براي خودتون احترام قائل نشين ضمير ناخود آگاهتون مي گه " اين كه براي خودش احترام قائل نيست پس قابل احترام و اعتماد هم نيست! "  پس مراقب باشين كاري نكنين كه ضمير ناخود آگاهتون بگه اين آدم قابل اعتماد نيست چون خود اين به معني از بين رفتن اعتماد به نفسه!

3 _ چيزي را در ذهن هدف نناميد مگر اينكه قسم بخوريد كه به اون برسيد! : پس اهدافتون رو پله پله انتخاب كنيد و به كمتر از هدفتون قانع نشين. (در مبحث اهداف اينها رو قبلا" با هم خوانده ايم.)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 11:54  توسط محمدامین  | 

جلسه38(اداب جذابیت)

توي اين جلسه ما درباره ي آداب و قوانين كلي ديگه حرف مي زنيم تا ببينيد كه واقعا" هر چيزي آدابي داره. البته خيلي مختصر مي گيم و قطعا" اينها همه ي آداب  چيزهايي كه ما مي گيم نيست اما شما مي تونين با همين مثالها كشف و بررسي كنيد كه هر كاري در زندگي چه آدابي داره و مي تونيد اين آداب رو براي خودتون گسترش بديد.من براتون مثال مي زنم چون در طي اين مثالها بهتر متوجه مي شين كه چرا ما بايد آداب هر چيز رو بدونيم و بهش فكر كنيم و عمل كنيم. و اينكه گاهي با رعايت نكردن چيزهاي كوچيك چه پيامي رو به ضمير ناخود آگاهمون مي ديم. باز هم تاكيد مي كنم كه ما اينجا فقط به چند نكته از هر چيزي مي پردازيم و اين همه ي آداب اون چيز نيست. پيدا كردن باقي آداب با خودتون.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 11:52  توسط محمدامین  | 

جلسه37

دقيق خوندن اين پست رو به همه ي كساني كه در تلاطم فراموش كردن عشقهاي از دست رفته هستند، توصيه مي كنم و به همه ي كساني كه هنوز پايگاه عاطفي مناسبي پيدا نكرده اند يا درسهاي زندگيشون تكرار ميشه. دوست دارم ابتدا چند نكته ي مهم رو يادآوري كنم.

 

نكته : انسان ذاتي است شاد و الهي. خدا يعني شادي.انسان موجودي الهيست و خدا عاشق شاديست والا دنيا را چنين زيبا و با شكوه نمي آفريد. افسردگي يعني حركت در خلاف مسير واقعي طبيعت.

تا حالا به جريان رودخونه فكر كرديد؟ به نظرتون شنا در مسير رودخونه درسته يا خلاف اون؟شايد فكر كنيد در خلاف جريان آب شنا كردن خيلي عاليه اما بهتره بدونيد بر خلاف تصور ما از اين قضيه ، دانشمندان ذهني مي گويند كه " هميشه در مسير جريان آب شنا كنيد. " چون اين طوري هم پرت انرژي نداريد و هم زودتر به مقصد مي رسيد چون به در و ديوار نمي خوريد و هم از مناظر اطراف ( يعني از لحظات زندگي) بيشتر لذت مي بريد چون كسي كه داره بر خلاف جريان آب شنا مي كنه چون داره زور مي زنه كه شنا كنه پس نمي تونه از اطراف لذت ببره. همه ي اينها رو گفتم كه بگم افسردگي يعني بر خلاف جريان زندگي شنا كردن.

عشق بدون قيد و شرط يعني دوست داشتن همراه با حرمت گذاشتن به خود.

فقط عشقي درست و الهيه كه " عزت نفس" به همراه داره. چيزي كه به ما احساس آرامش و عشق بده و ضمير ناخودآگاه ما را هم راضي بكنه، عزت نفس نام داره.ويژگي عزت نفس اينه كه ماند توليد نمي كنه.بنابراين هر چيزي كه ضمير ناخودآگاه ما رو، آلوده بكنه عزت نفس رو از بين مي بره و انرژي منفي يا ماند توليد مي كنه. عشقي كه عزت نفس رو از بين مي بره عشق نيست بلكه انرژي منفيه براي خودمون و ديگران.

 

ما در افكار و اعمال خودمون سه حالت داريم :

1 _ افكار و اعمال خود آگاهانه ( مثلا" تصميم مي گيريم به عيادت كسي بريم يا كاري رو انجام بديم.)

2 _ افكار و اعمال ناخودآگاهانه ( مثل تنفس و ضربان قلبمون)

3 _ افكار و اعمال نيمه خود آگاهانه( مثل انواع وسواس و دودلي و عدم تصميم گيري و عدم اعتماد به نفس و ...)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 11:48  توسط محمدامین  |